رشد فردی چیست و چگونه زندگی ما را متحول می نماید؟

به گزارش راه ساری، رشد فردی چیست؟ اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم بیشتر شبیه یک مسیر است که با قدم های کوچک، تکرارهای ساده و اصلاح های روزانه جلو می رود. مشکل اینجاست که خیلی از ما در مدرسه یاد نگرفتیم چطور خودمان را بهتر بفهمیم، عادت های تازه بسازیم، هدف واقع بینانه معین کنیم یا هیجان هایمان را مدیریت کنیم.

رشد فردی چیست و چگونه زندگی ما را متحول می نماید؟

مدرسه معمولا بیشتر روی درس و نمره تمرکز دارد تا روی مهارت های زندگی و رشد فردی. برای همین هم برخی ها با یک تغییر کوچک در نگاهشان، انگار مسیر زندگی شان عوض می گردد. چون به جای انتظار برای اتفاق بزرگ، روی انتخاب های ریز و پیوسته تمرکز می نمایند.

گاهی یک تلنگر فکری هم می تواند جهت این مسیر را روشن تر کند مثلا کتاب خنگمان می نمایند (نقشه پنهانی مدارس اجباری) اثر جان تیلور گاتو، نگاه شما را به شیوه آموزش، عادت های فکری و حتی چرا یاد می گیریم بازتر می نماید. اگر دوست داشتید می توانید برای خرید کتاب اقدام کنید و آن را کنار تجربه های شخصی تان بگذارید تا بهتر ببینید چه چیزهایی واقعا رشد می سازند و چه چیزهایی فقط وقت می گیرند.

رشد فردی چیست و چه فرقی با انگیزه مقطعی دارد؟

خیلی ها رشد فردی را با یک موج انگیزه اشتباه می گیرند. همان حال خوب کوتاهی که بعد از تماشا یک ویدئو یا خواندن چند جمله قشنگ می آید و چند روز بعد محو می گردد. اما رشد فردی بیشتر از هر چیزی یک فرآیند است. یعنی مجموعه ای از انتخاب های کوچک، تمرین های تکرارشونده و اصلاح های پیوسته که به مرور، کیفیت زندگی را بالا می برد.

وقتی می گوییم رشد فردی، منظور این نیست که همواره عالی، پرانرژی و بی نقص باشید. منظور این است که بهتر بفهمید چه می خواهید، چرا می خواهید، و چطور می توانید واقع بینانه به آن نزدیک شوید. با این نگاه، رشد یعنی مطلع تر شدن، نه کامل شدن. یعنی یاد گرفتن مهارت هایی که زندگی را قابل مدیریت تر می نماید، نه سنگین تر.

سه ستون رشد فردی: خودشناسی، مهارت، عمل

اگر بخواهیم رشد فردی را از یک تعریف کلی خارج کنیم باید سه مفهوم اصلی بپردازیم: خودشناسی، مهارت و عمل.

خودشناسی

یعنی بدانید ارزش ها، حساسیت ها، ترس ها و انگیزه های شما چیست؛ نه آن چیزی که دیگران از شما انتظار دارند.

مهارت

یعنی بلد باشید چطور عمل کنید از مدیریت زمان و تمرکز گرفته تا ارتباط مؤثر و تصمیم گیری.

عمل

یعنی مهارت و خودشناسی را وارد زندگی واقعی کنید. آن هم وقتی هم خسته هستید هم اطرافتان پر از حواس پرتی است، و هم برنامه ها همواره طبق ایده آل جلو نمی روند.

یک نکته مهم این است که خودشناسی بدون عمل، تبدیل به فکرهای پراکنده می گردد. عمل بدون مهارت، تبدیل به آزمون و خطای فرساینده می گردد و مهارت بدون خودشناسی، شما را به هدف هایی می رساند که شاید مال شما نیستند.

عادت های کوچک، تغییرهای بزرگ

یکی از واقعی ترین پاسخ ها به سؤال رشد فردی چیست، همین است: رشد فردی یعنی بازی با عادت ها. زندگی ما با تصمیم های بزرگ ساخته نمی گردد. با کارهای کوچکی ساخته می گردد که هر روز تکرار می کنیم. اگر عادت هایتان شما را جلو ببرند، رشد می کنید. اگر عادت هایتان انرژی تان را ببلعند، حتی اگر باهوش ترین آدم کره زمین هم باشید باز در جا می زنید.

برای ساختن عادت های درست، لازم نیست خیلی به خودتان فشار بیاورید. فقط باید اصطکاک را کم کنید و مداومت و پیوستگی را بالا ببرید. چند مثال ساده:

· اگر می خواهید مطالعه کنید، کتاب را جلوی چشم بگذارید، نه داخل کمد.

· اگر می خواهید ورزش کنید، لباس ورزشی را از شب قبل آماده کنید.

· اگر می خواهید کمتر در شبکه های اجتماعی باشید، نوتیفیکشن ها را خاموش کنید.

آغاز کوچک، مداوم ترین آغاز است. کاری را که هر روز پنج دقیقه انجام می دهید بهتر از کاری است که هفته ای یک ساعت انجام می دهید.

هدف گذاری واقع بینانه و سیستم سازی

خیلی ها هدف دارند، اما سیستم ندارند. هدف می گوید: می خواهم چی بشوم، سیستم می گوید: هر روز چه کار می کنم. اگر هدف گذاری تان مبهم باشد، فکرتان مدام بهانه فراوری می نماید. مثلا می خواهم بهتر شوم هدف نیست، آرزوست. هدف های خوب، تعیین و قابل پیگیریند.

به جای:

· می خواهم منظم تر شوم.

بگویید:

· هر شب ده دقیقه برنامه فردا را می نویسم.

· هفته ای سه روز نیم ساعت پیاده روی می کنم.

· روزانه بیست دقیقه روی یک مهارت تمرکز می کنم.

سیستم سازی یعنی به جای آنکه با بالا و پایین رفتن انگیزه هدف تان را تغییر بدهید روتین تان را حفظ کنید. انگیزه می آید و می رود، اما سیستم، شما را در روزهای معمولی جلو می برد. همان روزهایی که قرار نیست اتفاق خاصی بیفتد.

مدیریت فکر و هیجان ها در زندگی روزمره

رشد فردی فقط برنامه ریزی و هدف گذاری نیست. بخش زیادی از آن مدیریت فکر است. چون خیلی وقت ها مسئله ما این نیست که نمی دانیم چه کار کنیم، مسئله این است که فکر مان همکاری نمی نماید: اضطراب، مقایسه، ترس از شکست، خستگی فکری، یا گفت وگوی درونی سخت گیرانه.

چند تمرین ساده که واقعا به کار می آید:

· احساساتتان را بشناسید: برای این کار رویشان نام های تعیین بگذارید. به جای حالم بده، دقیق بگویید نگرانم، دلخورم، خسته ام. همین دقت، شدت احساس را کمتر می نماید.

· قبل از هر واکنشی چند ثانیه صبر کنید: فوری واکنش نشان ندهید. وقتی عصبی می شوید اول نفس عمیق بکشید و بعد جواب بدهید.

· نوشتن یادداشت روزانه: چند خط درباره چیزی که در فکر تان می چرخد بنویسید. وقتی می نویسید بهتر فکر می کنید

یادتان باشد رشد یعنی بلد باشید وقتی فکرتان شلوغ است دوباره به مسیر برگردید. نه اینکه هیچ وقت شلوغ نگردد.

رشد فردی در روابط: مرزبندی و گفت وگو

کیفیت زندگی، تا حد زیادی کیفیت رابطه هاست. آدم ها می توانند هم منبع آرامش باشند، هم منبع فرسودگی. رشد فردی در روابط یعنی بالغ تر شدن در سه چیز: مرز، گفت وگو، مسئولیت پذیری.

مرز یعنی بلد باشید نه بگویید، بدون اینکه دعوا درست کنید یا احساس گناه سنگین بگیرید. گفت وگو یعنی انتظارها را حدس نزنید؛ شفاف و محترمانه بیان کنید. مسئولیت پذیری یعنی سهم خودتان را در تنش ها ببینید؛ نه اینکه همه چیز را گردن طرف مقابل بیندازید.

گاهی رشد در روابط این است که کمتر شرح اضافه بدهید، کمتر واکنشی شوید، و بیشتر انتخاب کنید؛ انتخاب اینکه کجا سکوت مفید است، کجا گفت وگو ضروری است، و کجا باید فاصله سالم گذاشت.

رشد فردی در کار و مسیر شغلی: یادگیری، تمرکز، پیشرفت

در دنیایی که همه چیز سریع عوض می گردد، رشد فردی در کار یعنی دو چیز را جدی بگیرید: یادگیری و تمرکز. یادگیری یعنی مهارت های تازه را به برنامه زندگی اضافه کنید؛ حتی اگر کوچک باشد. تمرکز یعنی از پراکندگی نجات پیدا کنید؛ چون خیلی ها باهوش اند، اما حواس شان تکه تکه است.

چند راه چاره عملی:

· هر هفته یک موضوع برای یادگیری انتخاب کنید، نه ده موضوع.

· زمان های کوتاه اما ثابت برای کار عمیق بگذارید؛ مثلاً روزی چهل دقیقه بدون نوتیفیکیشن.

· کارها را دسته بندی کنید؛ کارهای مشابه را کنار هم انجام دهید تا انرژی فکری کم تر هدر برود.

تغییر شغلی یا پیشرفت شغلی، اغلب نتیجه یک جهش ناگهانی نیست؛ نتیجه جمع شدنِ قدم های کوچکِ پیوسته است.

سفر و تجربه های تازه، یک محرک طبیعی برای رشد فردی

گاهی برای اینکه بفهمیم رشد فردی چیست، لازم نیست فقط پشت میز بنشینیم و برنامه بنویسیم. برخی وقت ها با تجربه هایمان رشد می کنیم. مثلا سفر، طبیعت گردی، یا حتی یک گشت کوتاه در شهر، شما را از حالت اتوماتیک بیرون می کشد. در سفر، صبر شما امتحان می گردد، انعطاف پذیری تان بالا می رود. ارتباط تان با آدم های مختلف شکل می گیرد و فکر تان از تکرار روزمره فاصله می گیرد.

حتی اگر سفر طولانی هم در کار نباشد، تجربه های کوچک می توانند اثر بزرگ داشته باشند: یک مسیر تازه برای پیاده روی، یک کافه یا کتاب فروشی متفاوت، یک موزه، یا یک طبیعت نزدیک شهر. نکته اینجاست که تجربه های تازه به فکر علامت می دهد که هنوز چیزهای زیادی برای تماشا و یاد گرفتن وجود دارد. همین علامت، سوخت امید و حرکت است.

در نهایت، اگر بخواهیم رشد فردی را خیلی انسانی و ساده جمع کنیم، می گردد این: اینکه هر روز کمی مطلع تر زندگی کنید، عادت های بهتری بسازید، رابطه ها را سالم تر کنید، و برای خودتان مسیری طراحی کنید که قابل اجرا باشد. رشد کردن نه مسابقه است نه نمایش. رشد شخصی یک جور مراقبت پیوسته از زندگی است.

منبع: همگردی
انتشار: 25 بهمن 1404 بروزرسانی: 25 بهمن 1404 گردآورنده: rahesari.ir شناسه مطلب: 14976

به "رشد فردی چیست و چگونه زندگی ما را متحول می نماید؟" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "رشد فردی چیست و چگونه زندگی ما را متحول می نماید؟"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید